تبلیغات
اینجا فانوسی روشن است - آب کم جو!


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :مه دی
تاریخ:یکشنبه 12 آبان 1392-10:18 ق.ظ

آب کم جو!


این روزها دوستان مکرر در باب عشق حقیقی و منابع مطالعاتی و.... سوال می پرسند و من بی سواد حیران که چطور اقیانوس بیکرانی را در کلمات و جملاتی ساده و مختصر شرح دهم. اما دو نکته کلی :
1- این علوم صرفا اکتسابی نیست بلکه همچون نوری است که در راه معبود و در طی طریق بسته به ظرفیت و استقامت تنها به سالک حقیقی اعطا می شود.
بنده پشنهاد می کنم  عمل به توصیه حضرت آیت الله قاضی ره استاد حضرت آیت الله بهجت ره مبنی بر مطالعه مداوم و مستمر حدیث عنوان بصری و تامل و تعمق عمیق در آن اینجا
2- شاید بهترین راه ، همان توصیه حضرت آیت الله بهجت است که فرمود: به آنچه می دانید درست و مداوم عمل کنید ،خداوند آنچه نمی دانید به شما خواهد آموخت. اینجا 
*
حکایتی بسیار زیبا و پند آموز 
شاگرد: استاد چکار کنم که خواب امام زمان ببینم؟ 
استاد: شب یه غذای شور بخور،آب نخور وبخواب. 
شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت. 
شاگرد: استاد دیشب دایم خواب آب میدیدم! خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب می نوشم، کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای مشغول...! 
استاد فرمود: تشنه آب بودی خواب آب دیدی، تشنه امام زمان بشو تا خواب امام زمان ببینی...!

آب کم جو تشنگی آور به دست
تا بجوشد آب از بالا و پست



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عشق نوشت 

ستاره
دوشنبه 13 آبان 1392 07:25 ب.ظ
موضوع جالبی بود.
بسیار عالی بود..
متشکر
پاسخ مه دی : ممنونم :)
لطف عالی مستدام
زهرا
دوشنبه 13 آبان 1392 11:36 ق.ظ
مطلب تون رو دیروز خوندم ولی امروز با خوندن کامنت ها دلم نیومد کامنت نذارم
خواستم تشکرکنم هم از شما بابت مطلب خوب تون و هم از دوست خوبم a3moony به خاطر کامنت های خیلی خوبشون.
کامنت هاشون در واقع تکمیل کننده مطالب شما هستش.
ممنون از هر دو بزرگوار.
پاسخ مه دی : ممنونم :)
تشکر از لطف شما و ایشون
a3moony
دوشنبه 13 آبان 1392 09:13 ق.ظ

کامنت بدون ِ شعر معنی نداره برآم اصلن :-D

شرف نفس به جودست و کرامت به سجود
هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود
ای که در نعمت و نازی به جهان غره مباش
که محالست در این مرحله امکان خلود
وی که در شدت فقری و پریشانی حال
صبر کن کاین دو سه روزی به سرآید معدود
خاک راهی که برو می‌گذری ساکن باش
که عیونست و جفونست و خدودست و قدود
این همان چشمه‌ی خورشید جهان افروزست
که همی تافت بر آرامگه عاد و ثمود
خاک مصر طرب انگیز نبینی که همان
خاک مصرست ولی بر سر فرعون و جنود
دنیی آن قدر ندارد که بدو رشک برند
ای برادر که نه محسود بماند نه حسود
قیمت خود به مناهی و ملاهی مشکن
گرت ایمان درستست به روز موعود
دست حاجت که بری پیش خداوندی بر
که کریمست و رحیمست و غفورست و ودود
از ثری تا به ثریا به عبودیت او
همه در ذکر و مناجات و قیامند و قعود
کرمش نامتناهی، نعمش بی‌پایان
هیچ خواهنده ازین در نرود بی‌مقصود
پند سعدی که کلید در گنج سعد است
نتواند که به جای آورد الا مسعود
پاسخ مه دی : ممنونم :)
سپاس ویژه :
از اینکه وقت می گذارید و با دقت می خونید
و اینکه کامنتهایی به این زیبایی که من خودم بارها خوندمشون و مرور کردم میزارین
امیدوارم همگی در راه بندگی و اطاعت از خدای متعال موفق باشیم :)
باز هم تشکر بابت سه گانه شما
a3moony
دوشنبه 13 آبان 1392 08:39 ق.ظ

حقیقت ِ عبودیت، بندگی کردنه و حقیقت ِ عبادت خضوع و خشوع و اطاعت از کسی خضوع و خشوع در مقابل ِ اونه در نتیجه عبادت کردن ِ اونه !

هر بنده ای کاری رو به قصد ِ اطاعت از دستور ِ مولا و مالکش انجام بده اون رو عبادت کرده و اگر کسی کاری رو به خاطر ِ رضای نفس ِ خودش انجام بده، نفس ِ خودشو عبادت کرده، پس در این صورت اعمالی که برای رسیدن به بهشت یا ترس از جهنم انجام داده میشه رو نمی تونیم جزء عبادت ِ خدا به حساب بیاریم حتی اگه خدا دستور داده باشه که انجامش بدیم! چون این اعمال در حقیقت به خاطر ِ دوستی و علاقه به نفس انجام شده ولی خدا از روی لطف و مهربونی خودش به بنده هاش این اجازه رو داده که اگه خواستن اعمال شون رو به این دو جهت ینی رسیدن به بهشت یا ترس از جهنم هم انجام بدن و در مقابلش ثواب هم میده بهشون ولی خب حق ِ عبادت ِ خدا اینه که به خاطر ِ حب و دوستی خدا انجام بشه !

حدیث داریم از امام صادق علیه السلام که فرمودند:
همانا مردم خدا را به سه صورت عبادت می کنند:
گروهی او را برای رسیدن به ثوابش می پرستند ، این نوع عبادت، عبادت ِ آزمندان است
و گروهی دیگر او را برای ترس از آتش می پرستند ، این هم عبادت ِ بردگان است
ولی من او را برای حب و دوستیش عبادت می کنم و این عبادت ِ رادمردان است !

ببخشید خیلی حرف زدم البته حرف خیلی بیشتر از اینا بود :-D
a3moony
دوشنبه 13 آبان 1392 08:38 ق.ظ
چقدر عالی بودن این دوتا لینک! مخصوصا حدیث ِ عنوان ِ بصری! سه بار خوندمش هربار نکات ِ جدید داشت برآم !

تمام ِ پیامبرها مردم رو به عبودیت دعوت و از پرستش ِ غیر ِ خدا منع کردن! قبل ترها ی جا خوندم که عبودیت مقامش از رسالت بالاتره چون با عبودیت، آدم از مخلوق دست می کشه و متوجه خدا میشه ولی در رسالت، پیامبر به سمت ِ خلق میره و دیگه اینکه کارهای عبد رو خدا اصلاح می کنه و کارهای مردم رو پیامبر! توو نماز هم میگیم اشهد ان محمد عبده و رسوله ینی اول صفت ِ بنده بودن ایشون رو می گیم و بعد پیامبر بودن! در واقع عبودیت بالاترین مقام ِ انسانیه طوری که وقتی خدا پیامبر رو به معراج میبرن ایشون رو با لفظ ِ عبد توصیف می کنن !
یا مثلا مناجات ِ حضرت ِ علی ع که اوج ِ عبودیت و بندگی ایشون رو نشون میده مخصوصا اون جا که میگن: مولای من! تو مالکی و من مملوک و به مملوک چه کسی رحم می کنه به جز مالک؟! ایشون توو عبودیت به درجه ای رسیدن که پیامبر ص دربارشون فرمودند: النظر الی علی عباده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.