تبلیغات
اینجا فانوسی روشن است - بحثی در باب غیرت و حسادت


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :مه دی
تاریخ:دوشنبه 6 آبان 1392-09:17 ق.ظ

بحثی در باب غیرت و حسادت


دقت : غیرت و حسادت در این متن در باب عشق و عاشقی است و غیرت به معنای ناموس پرستی و یا حسادت به عنوان یک رذیله اخلاقی منظور نیست.
*
غیرت و حسادت جز اولین نشانه هایی است که در هر رابطه ای وقتی مقداری جدی می شود رخ عیان می کند، در انواع رابطه ها هم هست اعم از  هوس، عادت، توهم، لاف، دوستی، محبت، عشق و.... اما نکته کلیدی اینجاست که هر عاشقی غیور و حسود است و هر غیور و حسودی عاشق نیست.
گاهی حسادت نه از سر عشق بلکه از سر بخل است. این فرد وقتی می بیند ظرفیت ، استقامت و اراده لازم برای رسیدن به معشوق را ندارد ، راه را بر دیگران نیز سد می کند و به هر طریقی شده مانع تراشی می نماید. حسادتش ریشه در این باور دارد : حالا که من نرسیدم هیچ کس دیگر هم نباید برسد.  این فرد نیز مانند عاشق در آتش غیرت و حسادت می سوزد اما این کجا و آن کجا.
این هابارها فرصت سوزی می کنند ولی وقتی که می بینند فرد دیگری وارد میدان شده، تازه یادشان می افتد که باید عاشقی می کردند و نکردند.
وقتی خداوند متعال بحث خلقت آدم را مطرح کرد فرشتگان غیرت ورزیدند و گفتند ما که تسبیح و تقدیس گوییم چرا خلقی جدید ؟ ولی در نهایت در برابر امر خداوند تسلیم شدند.
 شیطان هم غیرت ورزید و گفت وقتی من با هزاران سال عبادت هستم چرا خلقی جدید؟ ولی در ادامه تسلیم نشد و در امتحان عاشقی مردود.شیطان هنوز هم نسبت به خداوند غیور و حسود هست منتهی حسادتش از سر بخل است و به هر نحو مانع رسیدن عاشقان خداوند به معشوقشان می شود و در دلشان بذر شک و تردید می کارد. 

آری عده ای معشوق را برای خود می خواهند و دیگرانی خود را برای معشوق 

نتیجه اینکه در ادبیات عاشقی غیرت و حسادتی عاشقانه داریم و غیرت و حسادتی شیطانی و بخیلانه که درک این ظرافت لازم و ضروری است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عشق نوشت 

مهتاب
سه شنبه 7 آبان 1392 08:35 ق.ظ
از اینکه وقت گذارید و با حوصله کامنتها را جواب می دهید ممنونم.
من که مشتری شدم
پاسخ مه دی : ممنونم :)
اگر وقت داشته باشم حتما جواب میدم کامنتها را ، ان شاالله که جوابها کارگشا باشه.
سادات خانم
سه شنبه 7 آبان 1392 12:03 ق.ظ
روان و زیبا.
حسن مطالب وبلاگ اینه که روان و قابل فهم نوشته میشه.
ان شاءالله قلمتون روز ب روز پرباتر و روان تر بر صفحه کاغذ بدود :)
پاسخ مه دی : ممنونم :)
ان شاالله که این مطالب مفید هم باشه برای خوانندگان محترم و وقتشون تضییع نشه
زهرا
دوشنبه 6 آبان 1392 01:40 ب.ظ
راز این داغ نه در سجده‌ی طولانی ماست
بوسه‌ی اوست که چون مهر به پیشانی ماست

شادمانیم که در سنگدلی چون دیوار
باز هم پنجره‌ای در دل سیمانی ماست

موج با تجربه‌ی صخره به دریا برگشت
کمترین فایده‌ی عشق پشیمانی ماست

خانه‌ای بر سر خود ریخته‌ایم اما عشق
همچنان منتظر لحظه‌ی ویرانی ماست

باد پیغام رسان من و او خواهد ماند
گرچه خود بی‌خبر از بوسه‌ی پنهانی ماست
پاسخ مه دی : ممنونم :)
من این شعرو از سعدی خیلی دوست دارم هر چی می خونم سیر نمیشم بازم میزارم :
چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
دگر به روی کسم دیده بر نمی‌باشد
خلیل من همه بت‌های آزری بشکست
مجال خواب نمی‌باشدم ز دست خیال
در سرای نشاید بر آشنایان بست
در قفس طلبد هر کجا گرفتاریست
من از کمند تو تا زنده‌ام نخواهم جست
غلام دولت آنم که پای بند یکیست
به جانبی متعلق شد از هزار برست
مطیع امر توام گر دلم بخواهی سوخت
اسیر حکم توام گر تنم بخواهی خست
نماز شام قیامت به هوش بازآید
کسی که خورده بود می ز بامداد الست
نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول
معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست
اگر تو سرو خرامان ز پای ننشینی
چه فتنه‌ها که بخیزد میان اهل نشست
برادران و بزرگان نصیحتم مکنید
که اختیار من از دست رفت و تیر از شست
حذر کنید ز باران دیده سعدی
که قطره سیل شود چون به یک دگر پیوست
خوشست نام تو بردن ولی دریغ بود
در این سخن که بخواهند برد دست به دست
سارا
دوشنبه 6 آبان 1392 10:58 ق.ظ
بسیار عالی
یکی از ویژگیهای نوشته های شما اینه که مشابهش را جای دیگه نمی توان دید و یافت و نوع نگاه و طرح بحث ها بسیار نو و تازه هست.
ضمنا من منتظر قسمت دوم اسرار دلبری هستم هیچ جا نمیرم همین جا هستم
پاسخ مه دی : ممنونم :)
لطف شما مستدام باد.
خوبه که یادتونه ، چشم اونم حتما ادامه میدم در اولین فرصت
آرسین
دوشنبه 6 آبان 1392 10:42 ق.ظ
درود من و رحمت خداوند بر استاد بی بدیل عشق و عرفان ، مرد ربانی و مفسر حقانی!
.
.
مطلب خوبی بود...حسادت در عشق ورزی درسته اما تصاحب کردن اشتباه.
.
.
ممنون از اینکه با مطالب پر بارتون مارو از جهل مرکب میارید بیرون!

امید که همیشه نویسا بمانید.
پاسخ مه دی : ممنونم :)
اینکه عاشق نباید دنبال تصاحب باشه هم درسته هم غلط!!
کلا وادی عشق وادی جمع بین اضداد و درک ظرائفه!!
عاشق در عشقش نباید قانع باشه و کم بخاد بلکه باید تمامیت خواه باشه و عشق ناتمام جالب نیست
ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
و دیگر اینکه عاشق اهل محاسبه نیست و نمیشه بهش گفت اینو بخواه یا اینو نخواه
و نقطه مقابل و پاردوکسیکالش در همون جمله متن نهفته است که این تمامیت خواهی باید از سمت خودش شروع بشه یعنی تمامیت خودشو برای معشوق بخاد در وهله نخست و دیگر اینکه عاشق تسلیم هست و در عین تمامیت خواهی نتیجه گرا نیست.
می دونم پیچیده شد، اما درک این پیچیدگی ها شیرینه :)
a3moony
دوشنبه 6 آبان 1392 10:20 ق.ظ


ای جان حدیث ما بر دلدار باز گو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود

سپاس
پاسخ مه دی : ممنونم :)
خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده بر هم نه
که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم
چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله
نه میل لاله و نسرین نه برگ نسترن دارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.