تبلیغات
اینجا فانوسی روشن است - وحدت وجود


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :مه دی
تاریخ:یکشنبه 21 مهر 1392-07:40 ق.ظ

وحدت وجود

گفت : عشق یعنی همه عالم یک طرف و معشوق یک طرف، یعنی از این همه فقط یک نفر را بخواهی و تنها هم او  ترا مرهم و آرام جان باشد.
گفتم : این مقام کمی نیست اما سگی دست آموز هم چنین است ، فقط صاحب خود را می شناسد و جز به او اعتنا نمی کندو باقی را غریبه و دشمن می دارد.
گفت : پس مقام عشاق چیست؟
گفتم : اینکه جز معشوق را نبیند که بخواهد برای ما سوی المعشوق قسم دیگری قائل شود و جز او نشناسد که بخواهد به کسی اعتنا یا بی اعتنایی کند.
فما نظرت عینی الی غیر وجهه
و لا سمعت اذنی خلاف کلامه 
ابن عربی
چنانکه شیفته آن جمال زیبایم
بهر چه می نگرم جز تو را نمی بینم
موید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عشق نوشت 

آرسین
پنجشنبه 25 مهر 1392 12:33 ب.ظ
کاش برسیم به جایی که بجز خدا نبینیم...

به نظرم عشق بین دو انسان وجود نداره..جنونه!......عشق چیزی بین خدا و بنده ی خداست....الباقی چیزی شبیه عشقن و یا تلاشی برای جلوه دادن عشق واقعی...میشه از رابطه ی قلبی شدید بین دو انسان به خدا رسید که اون موقع است که طعم عشق رو میشه چشید که اونم کار هرکسی نیست..سخته که تو این راه به اشتباه نری...تعداد همچین آدم هایی شاید از انگشتان یک دست کمتر باشه...نمونه اش عشق زلیخا به حضرت یوسف.
پاسخ مه دی : ممنونم :)
اینکه شما اسم عشق را عوض کنی و بزاری جنون یا رابطه قلبی شدید فرقی در اصل موضوع نمی کنه ، عشق بی خبر و مانند یک سیل ویرانگر میاد و اون ادم دیروز را از سر راه بر می داره و یک فرد جدید از زیر آوار قبلی متولد میشه ، حالا اسمش هر چی میخاد باشه
و اینکه ای کاش جز خدا نبینیم این مقام مسیری جز عاشقی نداره و این مقام یک دفعه و یک شبه به دست نمیاد بلکه حاصل یک عمر زندگی عاشقانه است.
سارا
دوشنبه 22 مهر 1392 12:23 ب.ظ
فکر می کنم این مقام و این عمق از عاشقی فقط کار بندگان خالص خداوند باشه و در عشق الهی و حقیقی قابل یافت شدن باشه
این متن های گفتگو محور جالبه ، ادامه بدین لطفا
پاسخ مه دی : ممنونم :)
بله همینطوره اصلا اون شعری که از ابن عربی اوردم برای همین هست که این مقام آرزوی بزرگان اهل نظر و عرفان بوده و راهی سخت و پر فراز و نشیبه
اونم چشم اگر موضوعی باشه حتما ادامه میدم
a3moony
دوشنبه 22 مهر 1392 12:07 ب.ظ
درسته ...
عشق اینه که عاشق بجز معشوق رو نبینه ... خودش رو نبینه !
معشوق کارش ناز کردنه و تن به وصال نمیده تا اشتیاق عاشق بیشتر بشه تا جایی که جز معشوق نبینه و همه "او" بشه !


پاسخ مه دی : ممنونم :)
و باید اضافه کنم که وصال در عشق حقیقی بی معناست همونطور که شکست و فراق حتی... چرا که هجر و وصل چنان ممزوج هستند که نمی توان آنها را از هم جدا نمود.
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم
دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز
صبح است و سیل اشک به خون شسته بالشم
لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی
تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم
پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمری است در هوای تو می سوزم و خوشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.