تبلیغات
اینجا فانوسی روشن است - دوست دارم مخاطب اخم تو باشم


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :مه دی
تاریخ:دوشنبه 8 مهر 1392-09:12 ق.ظ

دوست دارم مخاطب اخم تو باشم


عزیزی می گفت زمانی اگر نماز اول وقتم دقایقی به تاخیر می افتاد ، اگر تنها کلامی لغو از من صادر می شد ، چنان زندگی من به هم می پیچید و خداوند به من سخت می گرفت که روزم چون شب تار می شد،گره پشت گره در کارم می افتاد و به زانو در می آمدم ، اما آنقدر جزع و فزع کردم ،آنقدر غر زدم،آنقدر گفتم خدایا به دشمنانت اینقدر سخت نمی گیری که به من بنده عاشقت سخت می گیری ، که گویا دل مهربان و رحیم خداوند طاقت بی قراری های مرا نیاورد...
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی

هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت

حالا کار به جایی رسیده حتی اگر نمازم قضا نیز بشود ، اگر حتی غیبت و دروغ هم بر زبان من جاری شود هیچ اتفاقی در زندگی ام نمی افتد و روال آن عادی پیش می رود.

فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست

کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

آری!! یار و معشوق مهربان و دلسوز تا زمانی با سخت گیری سعی در بالا بردن سطح معرفتی و عاطفی ، محب و عاشق را دارد اما وقتی جزع و فزع ، بی قراری ها و بی صبری های او را دید کم کم دلسرد شده گوشه ای ایستاده و فقط لبخند می زند!
یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود
رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود
یاد باد آن‌که خرابات‌نشین بودم و مست
وآنچه در مسجدم امروز کم است آن جا بود

انسانهای معمولی وقتی این لبخند را می بینند خوشحال می شوند و از اینکه دیگر مشکلی نیست و آرامش برقرار است شاد هستند اما انسانهای زیرک و نکته سنج می فهمند که این لبخند ، لبخند خطرناکی است، لبخندی برای شروع یک فاصله تدریجی و معنی دار، برای یک تکرار درد آور و برای یک عقب گرد است.
*
خداوندا دلم برای اخم هایت، برای آن موقع ها که به من سخت می گرفتی تنگ شده است!
من نفهمیدم که :

گر چه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم                 

که نهانش نظری با من دلسوخته بود

دلم برای آن روزها که حتی به عدم انجام یک مستحب و یا انجام یک مکروه حساس بودی و به سختی مرا مواخذه می کردی ، می تپد!
مرا به چوب عقوبتت بزن ولی مرا رها مکن، نسبت به من بی تفاوت مباش ، دستم را بگیر و مرا برای خودت تربیت کن!

مقام عیش میسر نمی‌شود بی‌رنج 

بلی به حکم بلا بسته‌اند عهد الست

*
پی نوشت : اخم و قهری که اینجا منظور نظر است ، اخم در ترک ظرائف عشق بازی است نه اخم به واسطه نافرمانی ، زیرا آنکه نافرمانی معشوق را بکند دیگر از شمول این بحث خارج است و اصلا عاشق نیست تا این ادبیات برای او جاری و ساری باشد.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عشق نوشت 

a3moony
یکشنبه 14 مهر 1392 11:09 ق.ظ

توو ی رابطه هر وقت همه چی خوب بود ، همه چی بر وفق مراد بود ینی ی طرف داره بدجور کوتاه میاد ... ینی اون رابطه براش دیگه ارزش جنگیدن نداره ... ینی هر چی شد شد ... ینی تو خوبی !!

دوست دارم مخاطب ِ اخم ِ تو باشم ... دوسش داشتم زیااااد

:-)
سه شنبه 9 مهر 1392 10:02 ق.ظ
باز گوید رسم عاشق این بود
بلكه این معشوق را آیین بود

دوست می دارد دل پر دردشان
اشك های سرخ و روی زردشان

یعنی این قامت كمانی خوشتر است
رنگ عاشق زعفرانی خوشتر است
زهرا
دوشنبه 8 مهر 1392 10:30 ق.ظ
همیشه این حرف رو از بزرگترها شنیدم که میگن خدا هر کی رو بیشتر دوست داشته باشه بیشتر امتحانش میکنه و به نسبت امتحان های سخت تر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.