تبلیغات
اینجا فانوسی روشن است - با کریمان کارها دشوار نیست


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :مه دی
تاریخ:چهارشنبه 16 مرداد 1392-09:56 ق.ظ

با کریمان کارها دشوار نیست

ضیافت ضیافت کریم است و میزبان اکرم الکرماء
کریم آن است که وقت دعوت برای مهمان بی چیز خود لباسی فاخر و درخور می فرستد تا احساس شرم نکند،
کریم آن است که به ولی خود می فرماید سر راه این ضیافت اگر درمانده ای را دیدی دستش را بگیر و به اینجا بیاور،
کریم آن است که اگر بیماری  دید که بر سر سفره رنگین این ضیافت بهره ای از آن ندارد و توان هضم و درک نعمات خوان رحمتش را به واسطه ضعفهایش از دست داده، مهمان را به گوشه ای برده قدری طعام رقیق تر باب گوارش بیماران با دست خود در دهانش می گذارد.
کریم آن است که کسی از سر سفره او دست خالی بر نمی گردد.
ای کریم بنده نواز
من همان بیمارم!
من همانم که گناه توان درک بوی مغفرتت را از من سلب کرده
من همانم که کردار زشتم توان هضم نعمات خوان رحمتت را از من گرفته
من همانم که جز بدی نکردم
من همان نافرمانم
من همان بنده عاصی توام
من همان عبد فراری توام
من همان مخلوق همیشه طلبکار توام
من همان کسی ام که در وقت ناخوشی یادت می افتم و در خوشی ها از تو گریزانم
آری این منم
همان که نعمت حیات به او بخشیدی و ناشکری کرد
همان که چشم به او عطا کردی و ناپاکی دید
همان که گوش به او دادی و سخن غیر ترا شنید
همان که توان به او عنایت کردی و در راه معصیت و نافرمانی ات خرج کرد
این منم من که د رگناه پیر شدم
در دوری تو فرسوده گشتم
این منم بنده رو سیاه، ذلیل،مسکین،درمانده،عاجز،بی کس،از همه جا رانده
این منم که  این رمضان فهمیدم ، حتی شیطان نیز مرا جواب کرده است
این منم که جز امید عفوت سرمایه ای ندارم
این منم که جز اشک ندامتم سلاحی ندارم
حال مقابل تو زانو زده ام !
با کوله باری از گناه
می خواهی بکش، می خواهی بزن،می خواهی عقوبتم کن
مولای من!
من عبد خانه توام،
من غلام حسین توام،
با همه رو سیاهیم عمری است خاک نشین کوی فاطمه ام،
مهر محبت ولی ات بر پیشانی من خورده و از کودکی مرا فدایی مهدی ات خوانده اند،
ای مهربان تر از مادر
ای دلسوزتر از پدر
ای نزدیکتر از من به من
ای مهربان ترین مهربانان عالم
خود فرمودی ناامیدی گناهی است نابخشودنی ، که در مذهب عشاق بدبینی به معشوق کبیره ای است عفو ناپذیر!
در این لحظات آخر ماه خدا
در لابلای دور ریز طعام خوبانت کرمت را می جویم، مرا دست خالی بر نگردان...یا رب یا رب یا رب 
ای کریمی که از خزانه غیب گبر و ترسا وظیفه خور داری
دوستان را کجا کنی محروم تو که با دشمنان نظر داری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اشک نوشت 

a3moony
پنجشنبه 17 مرداد 1392 11:00 ب.ظ
چه قدر خووب بود این شب ها ،
زیر سایه ی تو ،
خودمان را تکاندیم ...
دوباره متولد شدیم !

ولله الحمد ...

زهرا
چهارشنبه 16 مرداد 1392 11:58 ب.ظ
این منم که جز امید عفوت سرمایه ای ندارم...
التماس دعا..
رضـ ـا
چهارشنبه 16 مرداد 1392 08:04 ب.ظ
یا اله العاصین ...
لا تخیبنی ، انا العبد الحسین
ضدحال
چهارشنبه 16 مرداد 1392 07:18 ب.ظ
در این لحظه های آخر التماس دعا
س.س
چهارشنبه 16 مرداد 1392 06:46 ب.ظ
اگر اینهمه لطف و بخشش نبود ما به که پناه میبردیم.

"اى خدایى كه در برابر احسان به بندگان پاداش نخواهى، و از عطا و بخشش پشیمان نمى‏گردى، اى كسى كه مزد بنده خود را بیش از عمل او مى‏دهى. نعمتت بى‌استحقاق به بندگان رسد، و عفوت تفضل، و مجازاتت عدالت، و قضایت عین خیر است. اگر بخشش كنى، عطایت را به منّت آلوده نكنى و اگر عنایت نكنى، از باب ستم نیست. "
صحیفه سجادیه/دعای وداع با ماه رمضان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.