تبلیغات
اینجا فانوسی روشن است - عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :مه دی
تاریخ:سه شنبه 25 تیر 1392-01:13 ب.ظ

عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد


نسل فعلی نسلی است که عشق و عاشقی را از لابلای مطالب وبلاگها،شبکه های اجتماعی ،سریالها و فیلمها آموخته است،
نسلی است که مشق عشق را نزد کسانی تعلیم دیده که خود عاشقی نمی دانسته اند،
نسلی است که معلم عشقشان انسانهای ضعیف الاراده ای هستند که خود در زندگی شخصی و عاطفی دچار بحرانهای زیادی بوده اند،
نسلی است که از انسانهای بی اراده نسخه بی ارادگی و شانه خالی کردن را دریافت نموده است،
نسلی است که در برخورد با مشکلات به راحتی می شکند و راحت ترین راه حل را پاک کردن صورت مساله می بیند،
نسلی است که هنوز مرز بین عشق و دوستی ، عشق و هوس و عشق و عادت را نمی فهمد،
نسلی است که به دنبال روابط آسان و ساندویچی است و در برخورد با مانع عقبگرد را به رد شدن از مانع ترجیح می دهد،
نسلی است که معنای ناز پرورده تنعم نبرد را به دوست، که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها، دوام عیش و تنعم نه شیوه عشق است را نمی فهمد،
نسلی است که عشق را نه از حافظ ، سعدی، مولوی و عطار بلکه عشق را از شعر شعرای امروزی که خود شاید تجربه عشق حقیقی را نداشته اند آموخته،
نسلی است که شعرایش از همان بدو جوانی به شاعری می پردازند نه مثل حافظ ، سعدی ، مولوی و عطار در سالهای آخر عمر و پس از عمری تجربه و پختگی دست به قلم ببرند،
نسلی است که برای عشقش حاضر به مبارزه نیست، حاضر به قبول سختی نیست، حاضر به شکستن غرورش نیست،حاضر به تحمل سختی ها نیست،حاضر به ایثار نیست،
نسلی است که نه تنها در عاشقی بی اراده است بلکه در همه امور زندگی نیز این بی ارادگی ، سستی و کاهلی جاری و ساری است،
نسلی است که نه در آن مجنون می یابی و نه لیلایی می بینی،
شاید حافظ این روزها را می دیده که فرمود:
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم ار یار شود رختم از اینجا ببرد
*
این روزها که مطالب عاشقانه رمان ها،نشریات،وبلاگها و...را می خوانم غمگین می شوم چرا که همه توصیه به فاصله و بریدن دارند و کسی توصیه به ایستادگی و همت بلند ندارد، و نتیجه این شده که جامعه پرشده از جوانانی که با شکستهای پی در پی عاطفی مواجه اند و فضای افسرده ای که بر ادبیات معاصر ما و مخصوصا شبکه های اجتماعی که محل حضور جوانان است سایه افکنده است.
*
اما نکته اینجاست که عشق حقیقی شکست ندارد...اگر زمانی احساس شکست کردی بدان که خود راه را به غلط رفته ای و اگر راه درست بوده بدان که اراده کافی برای رسیدن به مقصد را نداشته ای ،
در برابر امواج سهمگین عشق ایستاده زندگی کن و ایستاده بمیر!!
عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


ف. امینی
جمعه 29 شهریور 1392 09:45 ب.ظ
بنظرم من گاهی شکست لازمه ی بزرگشدنه.شاید لازم باشه یبارهم که شده شکست بخوره و درس بگیره تا بفهمه عشق چیه و حس معمولی چیه.همونطور که گفتید جوانهای ما فرق این دو رو نمیدونن. شاید با یبار شکست متوجه بشند.
a3moony
جمعه 4 مرداد 1392 10:23 ب.ظ
خب حالا که یادتونه حتما اینم یادتونه که روی همه ی باختن ها خط کشیده بودم و آخرش هم گفته بودم که :
+ به این جا که رسیدی گمان می کنی باختی اما تو بازنده نیستی ! دیر یا زود هم خودت می فهمی هم "او"یت ! مطمئن باش !

قضیه ی جواب ندادن هم قضیه ی همون ما معمولیاست ظاهرا !

ممنون به هر حال
پاسخ مه دی : توجیه خوبی نبود وگرنه حذف نمی شد...بگذریم..ممنون به هر حال
a3moony
پنجشنبه 3 مرداد 1392 04:18 ب.ظ
1./
عشق تضمین نداره ... توکل باید کرد ... عشق توو دل ِ شکسته اس ... عاشق غم داره ... عشق خطرناکه ... راهش غریب و البته بی نهایته ... توو عشق باید درد کشید ، بلا دید حتی !
تا شدم حلقه به دوش ِ در ِ میخانه عشق / هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
عاشق از دنیا بریده اس ... عاشق دنبال ِ اشاره اس ... عشق ، جنون ِ الهیه ! عاشق ملامت می کشه و دم نمی زنه ... بی وفایی می بینه و صداش در نمیاد ... بی محبتی می بینه پای عشقش می ایسته !
وفاکنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم / که در طریقت ِ ما کافری ست رنجیدن

عشق رو نمیشه نوشت ... زبان ِ عاشق بسته اس ... از ی جایی به بعد دیگه فقط سکوته ! چون لال میشی ... چون باید لال باشی !
بشوی اوراق ، اگر هم درس ِ مایی / که درس ِ عشق در دفتر نباشد

بی عشق زندگی کردن ، بدبختیه ... عشق اولین و آخرین راه ِ نجاته ... مایه ی سعادت و خوشبختی
زیر ِ شمشیر ِ غمش رقص کنان باید رفت / کان که شد کشته او نیک سرانجام افتاد

2./
عاشق می داند که سوختن مقدمه ی وصل است که این چنین بی پرواست ... اگر نه ... سوختن و الله که درد دارد و سوز ! شهید سید مرتضی آوینی

3./
اینهایی که گفتید اسمش عشق نیست که نسبت می دید به نسل ِ امروز !
این که اسم همچین حس هایی رو عشق می ذارن ی درده اما اینکه روو حساب ِ زیاد بودن ِ همچین حس هایی ، اونایی که عاشق ِ واقعی هستن انگ ِ اشتباهی بودن و بی عشقی و بی تجربگی و خامی می خورن ی درد ِ دیگه !
با احترام !
خیلی بی انصافی کردین ! همه رو با ی دید نگاه کردین ... بدون ِ هیچ استثنایی !
پاسخ مه دی : سپاس... شما را ارجاع میدم به متن محذوف وبلاگتان درباره باختن و چیز دیگری نمی گویم !!
رضا نمازی
پنجشنبه 3 مرداد 1392 03:20 ب.ظ
درود بر مرد ایمان و هجرت و جهاد...درود بر نویسنده ی صاحب اندیشه....درود بر تو و افکارت...
.
.

کلا با جمع بستن در هر زمینه ای مخالفم( میدونم ننوشتین همه ی نسل فعلی اما وقتی ننوشتین اکثریت برداشت میشه همون همه!)...بهتره بگیم اکثر نسل فعلی!...به هر حال همیشه همه جور آدمی در هر برهه ای از تاریخ بوده و هست.
با این جمله ی شما مخالفم" نسلی است که عشق را نه از حافظ ، سعدی، مولوی و عطار بلکه عشق را از شعر شعرای امروزی که خود شاید تجربه عشق حقیقی را نداشته اند آموخته،
نسلی است که شعرایش از همان بدو جوانی به شاعری می پردازند نه مثل حافظ ، سعدی ، مولوی و عطار در سالهای آخر عمر و پس از عمری تجربه و پختگی دست به قلم ببرند،"
اصولا سرایش شعر امری است انتصابی!...به سن و سال مربوط نیست..دست خود انسان نیست که بگه از فلان سال شروع کنم به شعر گفتن ویا به نوشتن!!...ابتدای شعر و کلا نوشتن از دل جوششی است و تکامل شعر کوششی....شاعر جوان و خوب در عصر حاضر الحق که به وفور قابل مشاهده است.
حافط این روزهارو ندیده که همچین شعری سرودن!...نسل خودش رو دیده...چون این عرایضی که عرض کردید که نوشتید همیشه همه جا بوده و هست فقط مقدار و شدتش یکم متفاوته....اون زمان کمتر ، زمان حال بیشتر.
.
.
درسته که اکثریت نسل فعلی مرز بین عشق و هوس رو نمیفهمند!و عادت به طرف مقابل رو عاشقی میدونند اما هستند کسانی که عاشق واقعیند و به خاطر اکثریت، همین اقلیت هم نادیده گرفته می شوند که این خیلی درد دارد!...در مورد غرور هم باید بگم که ، غرور زیباست!...اما به قول شما در مسئله ی عشق غرور جایگاه کمرنگی باید داشته باشد.
.
.
هستند کسانی که در زندگی چندین بار دچار شکست عشقی شده اند و همین مسئله باعث شده که اگر خودشان معشوق شدند و کسی عاشق واقعیشان شد ، اورا نادیده گرفته ومنشا محبت وی را به خود هوسهای زودگذر و هیجانات هورمونی و غریزی تلقی کنند و باعث نابودی احساسات طرف مقابل شوند!
.
.

کلا نوشته های شما خیلی یک طرفه بود...خیلی با دید منفی به قضیه نگاه کردین.
.
.

امیدوارم فقط شعار ندیم و اگر حرکتی را نقد میکنیم و یا عملی را نهی ، فی الواقع جهت نشان دادن مثبت اندیشی و خود را عالم دهر پنداشتن در میان جمع نباشد و حداقل خودمان برای حرفهای خودمان ارزش قائل شویم.
.
.
بدرود.
پاسخ مه دی : سلام بر دوست عزیز و خونگرم خودم
البته پرواضح است كه جمع بستن در نوشته به خاطر حفظ سیاق ادبی نوشته است و منظور بنده جو غالب می باشد ، اما در مورد شعرا من سر حرف خودم هستم در اینكه شعر جوششی است شكی نیست اما انتشار آن كه دیگر جوششی نیست ، یادم نمی رود كه استاد فاضل نظری در تلویزیون گفت من اشعار اولیه خودم را از نظر محتوا قبول ندارم و متاسفم كه انها بیشتر مورد استقبال قرار گرفته، البته ایشان انسان ازاده ای است و صریحا اعتراف می كند به این مهم ، شما اشعار سهراب را ببین اشعار دوران جوانی سهراب كه سیاه و ناامید كننده است و اشعار اواخر عمرش كه پخته و امیدبخش است و مثال در این زمینه زیاد است و ....سپاس از اینكه قابل دونستی و نظر دادی :)
mohi3000
-
ای که میپرسی نشان عشق چیست؟
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست
عشق ینی مهر بی چون و چرا
عشق ینی کوشش بی ادعا
...
ای توانا، ناتوان عشق باش
پهلوانا،پهلوان عشق باش
...
عشق ینی ساقی کوثر شدن
بی پر و بی پیکر و بی سر شدن
...
عشق ینی آنچنان در نیستی
تا که معشوقت نداند کیستی
...
هرکجا عشق آید و ساکن شود
هرچه ناممکن بود ممکن شود


«هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم»

سعید عسکری
-
به نظر نسل جدید دچار دوگانگی فکری در مورد موضوعی مثل عشق و امثال آن می شود.نسلی كه پدران و مادران شان اغلب به طور سنتی و اغلب به گونه ای پاک و اکثرا با تم مذهبی به هم پیوند خورده اند.
مادرم می گفت زمان ما همسایه مان یکبار متوجه یک نگاه ساده عاشقانه بین دختر و پسری از همسایه ها می شود و بلافاصله بعد از این قضیه برای ازدواج این دو قدم بر می دارد!
بهر حال نسل جدید هم شیوه عاشقی را خواهد آموخت اما به شیوه آزمون و خطا!
پاسخ مه دی : بح بح منور فرمودید کامنتدونی ما را نمی دونستم وبلاگ داری جیگر اضافه می کنم به پیوندام باشد که رستگار شویم :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.