تبلیغات
اینجا فانوسی روشن است - باران


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :مه دی
تاریخ:شنبه 14 اردیبهشت 1392-10:08 ق.ظ

باران

بیا بر من ببار ای ابر عشق و مهربانی ها
بیا با من بگو از عشق، از دل ، هم زبانی ها
ببین چشم مرا هر شب بود بارانی از هجرت
ببین از دوریت بشکستم و دادم جوانی ها
من آن هستم که صیاد دل هر رهگذر  بودم
ببین صیدت شدم، اندر فراقت قد کمانی ها
منم فانوس هر قلب شکسته،هر دل عاشق
ببین چون شمع می گریم، ز هجر تو ،نهانی ها






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اشعار 

سادات خانم
شنبه 14 اردیبهشت 1392 06:39 ب.ظ
خیلی ریباست ....


خواهیم آزاد کن خواه قویتر ببند
مثل تو صیاد را کس نگریزد ز دام
سعدی
سارا
شنبه 14 اردیبهشت 1392 12:48 ب.ظ
دلنشین و روان...نفستان گرم تر باد
ستاره صبح
شنبه 14 اردیبهشت 1392 12:24 ب.ظ
عالی بود...احسنت بر شاعر این شعر زیبا
رضا نمازی
شنبه 14 اردیبهشت 1392 12:09 ب.ظ
درود.
.
.
مستفیض شدیم!
.
.
قشنگ بود :) و شاه بیتشم بیت دوم بود!
.
.
شادزی و دیر زی.
fatemezahra
شنبه 14 اردیبهشت 1392 11:18 ق.ظ
چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را

که کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمی‌گیرد
fatemezahra
شنبه 14 اردیبهشت 1392 10:54 ق.ظ
چون صید بدام تو به هر لحظه شکارم ، ای طرفه نگارم
از دوری صیاد دگر تاب ندارم ، رفته ست قرارم

چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم

تا دام در آغوش نگیرم نگرانم

از ناوک مژگان چو دو صد تیر پرانی ، بر دل بنشانی

چون پرتو خورشید اگر رو بکشانی ، وای از شب تارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.